الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

235

الغدير ( فارسى )

عبد الواحد دقّاق گويد : در ميان محدّثان كسى را از حيث اتقان و نيروى ضبط بهتر از او نيافتم . ابن كثير در تاريخش گويد : وى در جمع حديث رنج سفر را بر خود هموار كرد و حديث بسيار از اساتيد فن استماع نمود و كتب گرانبهاى بسيار گرد آورد . نامبرده خوش خط و در حفظ و ضبط و نقل درست حديث صحيح كوشا بوده « 1 » كتابى دربارهء حديث غدير تدوين كرده كه بعضى از طرق آن قبلا از نظر گذشت « 2 » و بعض ديگر نيز خواهد آمد . 212 - ابو الحسن ، على بن محمّد جلابى شافعى ، معروف به ابن مغازلى ( م 483 ) . كتاب مناقب او نمودار بارزى است از مراتب احاطه و تسلّط او به حديث و فنون آن . حديث غدير او پيش از اين گذشت « 3 » و جز آنچه ذكر شد رواياتى ديگر از او نيز خواهد آمد . 213 - ابو الحسن ، على بن حسن بن حسين ، قاضى خلعى كه در اصل موصلى بود ، اما در مصر اقامت داشت و در آنجا به سال 405 متولد شده و در سال 492 وفات يافته است . سبكى شرح حال او را نگاشته گويد : نامبرده در عصر خود مرجع مردم مصر در فقه و حديث بود . « 4 » ابن سكره گويد : وى فقيهى است داراى تصانيف كه متصدى مقام قضاوت شد و فقط يك روز داورى كرد و سپس از مقام خود كناره گرفت و در قرافهء مصر گوشه‌نشينى و انزوا اختيار كرد . همو بعد از حبّال مرجع دينى مصريان بود حديث مناشدهء رحبه از كتاب خلعيات او به لفظ زيد بن يثيع نقل و ذكر خواهد شد . 214 - حافظ ابو القاسم ، عبيد اللّه بن عبد اللّه بن احمد بن محمّد بن احمد بن محمّد بن حسكان ، حاكم نيشابورى حنفى ، معروف به ابن حدّاد حسكانى ( م بعد از 490 ) . ذهبى شرح حال او را درج كرده گويد : نامبرده از اتقان برخوردار بود و عنايت و توجه خاصّى به علم حديث داشت . مردى سالخورده و نيكو اسناد بود و به جمع و تدوين حديث پرداخت . وى نيز كتابى جداگانه دربارهء حديث غدير نوشته است . « 5 » حديث او در

--> ( 1 ) . البداية و النهاية : 12 / 127 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 17 ، 43 ، 52 . ( 3 ) . همان : 1 / 22 ، 24 ، 28 ، 29 ، 37 ، 42 ، 44 . ( 4 ) . طبقات الشافعية : 3 / 296 . ( 5 ) . تذكرة الحفّاظ : 3 / 390 .